X
تبلیغات
فرهنگي هنري - تحقیق: برسی آثار وزندگی مارسل دوشان
 
در باره فرهنگ و هنر ايران
 
 

موضوع تحقيق:
بررسي آثار و زندگي مارسل دوشان

 

 

        مارسل دوشان                                     

مقدمه

 

مارسل دوشان (1968-1887 )در لغتنامه‌اي درباره سورئاليسم به عنوان «با هوش ترين و نزد بسياري دردسرسازترين مرد نيمه اول 1918 کشيد و شاهکارش «شيشه عظيم » را در 1953 تکميل کرد. از آنپس چهره‌هاي متنوعي به خود گرفتت و چيز‌هاي متنوعي از اين رو به رغم آنکه نمايشگاه‌‌هاي گروهي زيادي ترتيب داد و با فعالانه‌اي در جنبش سورئاليسم نشست و برخاست داشت شرکت فعالانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌اي در جنبش سورئاليست نداشت از سوي ديگر ،اگر به خاطر دوشان نبود ،( يعني بنيانگذار حقيقي دادا حتي بيش از‌آنکه نامش توسط گروه زوريخ در 1916 کشف شود) برخي از بنيادين‌ترين اصول وعقايد سورئاليسم به وجود نمي‌آمد.

     اهميت او نزد تمام جنبش‌هاي مدرن از 1912 به بعد چنان بوده است . که بحق مي‌بايست در هر مطالعه و سنجش در نظر آورده شود. هسته و جوهره نوآوري دوشان ، اعلام اين نکته بود که «هر چيزي هنر است اگر که هنرمند آن راچنين بنمايد»

«ابزار او، «حاضر- آماده‌ها » بود ، يعني همان اشياي دست ساخته تغيير نيافته‌اي که هنرمند آنها را عنوان اثر هنري «انتخاب» مي‌کرد . درنتيجه  هر کس  مي‌تواند هنرمند باشد و هر چيزي به درد هنر مي‌خورد و ناخودآگاهي همان قدر در روند آفرينش اهميت دارد که ذهن آگاه او را براي قطار بي پايان اشياي يافت شده»

     وي هموار کرد که مکمل زيبايي شناسي سورئاليستي بودند. آنچه مي خوانيد خطا به وي است که دوشان آن را در فدراسيون هنرهاي آمريکا در هاستون تگزاس به سال 1975 ايراد کرد.

      دراين متن دوشان فرآيند خلاق را پس از گذشت سي سال از آن زماني تعريف مي کند که خود، علي الظاهر از خلق و آفرينش دست مي کشد

     بگذاريد دو عامل مهم، دو قطب متضاد را در آفرينش هنري در نظر بگيريم :

     از يک سو هنرمند و از سوي ديگر، مخاطباني که بعدها بدل به آيندگان يا نسل بعدي مي شود. هنرمنهد در برابر تمام ظواهر و نمود ها همچون وجودي واسطه مدار يا عمل مي کند که راه خويش از ميان هزار توي نهفته در (mediumistic) رسانه اي پس زمان و مکان به جانب نوعي وضوح و روشني مي جويد (1)

(1) کنش خلاق مارسل دوشان ترجمه: اميد مهرگان / اينترنت نشاني سايت:

•        www.sharh news paper. Com/830221/art.htm

•         

مقدمه اوکتاویوپاز

 

نقاش مدرن بين دو نقطه نهايت زيسته است : مارسل‌دوشان  و پابلوپيکاسو . شايد آنها نقاشهايي هستند که بزرگترين تاثير را بر عصر ما گذاشته‌اند پيکاسو با آثارش ، دوشان با يک اثر.... که خود نفي تصور مدرن از اثر است.

      تحول پيکاسو درست ‌‌‌تر است اگر بگويم دگرگونيهايش پنجاه سال است که ما را شگفتزده نکرده است و به شيوه خويش، کمتر بارور نبوده است . خلقهاي اسپانيايي بزرگ ، هم تجسم بوده‌اند و هم پيشگويي تحولهايي که عصر ما آنها را متحمل شده است،. يعني از پايان امير‌سيو نسيم تا جنگ جهاني دوم . تجسم‌ها : با گذر از دگرگونيها‌يش عصر‌ها خود را تائيد نمي‌کند مگر براي دوباره سازي خود واز خود فرا رفتن تابلو‌هاي دوشان ارائه جنبش است : تحليل ، تجزيه ، و مخلف شتاب است. درآثار دوسان فضا طي طريق مي کند ، آميخته ميشود وبه اسبابي فلسفي و خنده‌آور تبديل مي‌گردد تاخير را در مقابل جنبش مي‌کذارد و استهزا را در مقابل تاخير قرار مي‌دهد. (2)

(2) از کتاب: پنجره اي گشود بر چيزي ديگر: گفت و گويي پي يرکابان با مارسل دوشان / پير کابان؛ ترجمه ليلي گلستان. تهرانک نشر پژوهش فرزان روز، 1379 چاپ دوم، 1380 ص 1و2.

 

 

زندگينامه

 

حس نگاه کردن را مي‌توان ديد ، آيا شنيدن را مي‌توان گوش کرد ؟ حس کرد؟ « از سفنان مارسل دوشان »(3)  

     1887 هانري روبر مارسل دوشان بلنويل (سن مارتييم) به دنيا آمد.

      او پسر ژوستين ايزيدور دوشان (که نام کوچکش را به اوژن تغيير داد) و ماري لوسي- کارولين نيکول اس.

     1895-1904 مارسل دوشان تحصيلاتش را در مدرسه بوسوئه در روئن انجام مي داد (4)

1905 به لطف برادرش، مارسل دوشان ، که در کنکور مدرسه هنر هاي زيبا رد شده بود، شروع به کشيدن طراحيهاي طنز براي کوريه فرانسه و سورير کرد.

      داوطلب نظام وظيفه شد که به دليل گذراندن بسيار درخشان امتحان کار هنري (چاپ) در گروه دانشجويان افسري ، فقط يک سال دوره وظيفه را گذراند(5)

    1926 در پاريس نقاشي مي‌کرد و طرحهاي طنز‌گونه مي‌کشيد . در اولين نمايشگاه طنز نگاران در قصر يخ  در مه- ژوئن 1907 شرکت کرد . در خيابان کولنکو زندگي مي‌کرد(6)

      1937- اولين نمايشگاه انفرادي مارسل دوشان در «باشگاه هنرهاي» شيکاگو . چارچوب در يک گالري سورئاليست به نام گراديوا را به مديريت آندره بروتون در خيابان سن پاريس نقاشي مي‌کند . بر روي عناصر مختلف جعبه در چمدان کار مل‌کند . بامري رنلدر به لندن سفر مي‌کند(7)

     1940 مارسل دوشان کار بر جعبه در جمدان را تمام مي کند اشغال فرانسه ، دولت  درويشي مستقر مي‌شود . مارسل دوشان تابستان را با مري‌رنلدز و کروتي‌‌‌ها در آرکاشون ‌مي‌گذراند (8)

1968 در آوريل مسابقات دوره‌اي بازي شطرنج در مونت‌کارلو ، بعد با اتومبيل به بال سفر مي‌کند و از آنجا به لوسرن ،ميلان ، جنووا ، و بارسلون مي‌رود با کنجکاوي و توجه ، ماجراهاي مه 1968 را دنبال مي‌کند . تابستان در کاداکس . دوشان کمي پس از بازگشتن به نوير ، در2 اکتبر ، فوت مي‌کند در خانه‌اش با ژوليت و من‌ري و روبرو نينالبل شام مي‌خورد ، که در ساعت يک و پنج دقيقه صبح دچار حمله قلبي مي‌‌شود اورا مي سوزانند و خاکسترش را در مقبره خانوادگي در گورستان روئن دفن مي‌کنند به در خواست خود او ، اين کلمات برسنگ گورش حک شده‌اند:

    «به هر جهت ، هميشه ديگر انند که مي‌ميرند»(9)

      هر يک از تابلوهايش يک خود چهره نمادين است از آنجا نمود معاني و نقطه نظرها در اثري مثل برهنه ... : خلق تجسمي ناب و تفکر بر نقاشي و بر جنبش به اوج رسيدن و نقد کوبيسم ، آغاز نقاشي اي ديگر و پايان حرفه نقاشي بودن دوشان ،اسطوره زن برهنه و تخريب اين اسطوره ماشين و استهزا، نماد و خود زندگينامه .(10)

دوشان فقط به« زيبايي بي تفاوتي » علاقه مند است . زيبايي اي که بالاخره از تصور زيبايي رها شده است و در فاصله‌اي مساوي از رومانتيسيم ويليه وسيبر نتيک معاصر است (11)

     براي دوشان ، روش تند و تيز‌ترين و موثرترين شکل فرا- استهزا است . بازي دوشان آنچنان پيچيده  است که ترکيب آن فقط شفاهي نيست ، بلکه تجسمي هم هست. افزون اينکه نزد روسل اين حاوي عنصري غايب است : نقد ، استهزا دوشان مي‌داند که هذيان مي‌گويد .

     دوشان انقدر ساده لوح نيست که آن را کلمه به کلمه تکرار کند: پس تصميم مي‌گيرد دست قلم مو، وتمام آثار شخصي مثل خط‌کش و پرگار را از نقاشيش حذف کند(12)

 

(3) از کتاب : پنجره‌اي گشود بر چيز ديگر : گفتگو با مارسل دوشان / پير‌کابل، ترجمه گلستان تهران : نشر و پژوهش فرزان روز 1379 چاپ دوم 1380 ص1 از  بالاي صفحه قسمت مقدمه او‌کتايوپاز

(4) همان / ص 233

(5) همان / ص 233،234

 (6) همان /ص 234

(7) همان /ص244

(8) همان /ص 247

(9) همان / ص 256

(10) همان / ص 6

(11) همان / ص 7

(12) همان /ص 8

مارسل دوشان يکي از مردان مشهور آمريکا ست:

اين شهرت را از سال1913 به دست آورد همان تاريخي که آثار او براي اولين بار در نمايشگاه آرموري عرضه شدند او اولين و مبتکرترين افشاگر اين زمان است. زمانه‌اي که انباشته است از موجوداتي بشري که خود را به اين نام مي‌نامند .

    هنرمندان،

    در جست وجوي مطلق، دوشان فرنهوفر قرن بيستم است. اما آثارش را به سان شخصيت کتاب بالزاک نمي سوزاند ، آنها را رها مي‌کند تا به تنهايي به زندگيشان ادامه دهند . پنجاه سال پيش آپوليز گفت: در همان حال ، او، به گونه‌اي نفوذ ناپذير ، حرفه‌اي را به سان پدري بي عاطفه «با چنان نيرويي که فکر نمي‌آيد » دنبال مي‌کند(13)

جنبش دادائيستي در اطراف مارسل دوشان و بيکابيا شکل گرفته بود، دو شخصيتي که در يال 1915 از پاريس به نيويورک آمده بودند «پيکابيا در سال‌هاي بعد به کرات بين امريکا و اروپا سفر کرد و به انتشارنشر‌يات دادانيستي پرداخت و با نشريات و نمايشگاه‌هاي ديگران همکاري کرد.»

     اين جنبش ريشه در جنگي داشت که انسان ها را بر سر يک دو‌راهي قرار مي‌داد: آنها يا مي‌بايست دهشت انگيز‌ترين رخداد‌ها را به مثابه ضرورت‌‌‌‌‌هاي وطن‌پرستي پذيرا مي‌شوند و يا آنکه آنها را به عنوان نشانه و دليل غير واقعي بودن پيشرفت‌هاي فني، تربيتي و سياسي محکوم مي‌کردند

     آيا جنگ هم يک چيز غير‌واقعي بود؟ آيا مدرنيسم به چيزي دست‌يافته بود؟

     آيا بر‌جسته ‌ترين دستاورد‌هاي کوبيسم ، درست مانند هنر آکادميک ، براي سرگرم کردن بورژوازي‌ و اعتلاي خود‌شيفتگي آن ، به کار نمي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آمدند؟ و...(14)

مارسل دوشان با رها کردن به عمد هر‌گونه مهار و کنترل ، شالوده‌اي را براي برخي از کار‌هاي خود به وجود آورده‌بود . او تا سال 1912 يک نقاشي کاوشگر و سخت کوش بود وعلاقه داشت که زبان‌هاي نوين تجسمي را در جهات شاعرانه و متناقض نمايي بگستراند. دوشان در سال 1913 سه تکه نخ خياطي را ، که هر‌کدام يک متر طول داشت ، از ارتفاع يک متري روي يک بوم رها کرد و آنها را در همان وضعيت پيش بيني نشده و فاقد نظم، که هنگام برخورد با بوم پيدا کرده بودند ثابت کرد. او نتيجه کار را سه ايست معيارين  ناميد.(15)

      دوشان تاريخ هنر را خوب مي‌دانست و به ارکان پذيرفته شده آن سخت مي‌تازيد . اين شمايل شکن ، شمايل‌هاي خود را مي‌شناخت عروس را معبر دانش برهنه مي‌کنند ، حتي ، تابلويي است که به اسلوب تولدونس بر‌تيچلي و عروج مريم عذاري نبستي آفريده شده است . در يکي از يادداشت‌هاي اوراق منتشره دوشان آمده است که .

     «مجردها ، نقش يک پايه ساختاري را براي عروس ايفا مي کنند و عروس، صورت مظهري از بکارت را مي‌يابد » اين سنتي از تجليل است.

     نقاشي دوشان ، غمگين و راز آميز است . (16)

مارسل دوشان در آن سال‌ها به طور آشکار به سورئاليسم پيوسته بود وبه فعاليت خويش به عنوان هنرمند و سازمان دهنده نمايشگاه‌هاي بين‌المللي سورئاليستي در سال‌هاي پس از جنگ ادامه داد. ولي او مي‌توانست همچون يک اروپايي که اروپا را به قصد دنياي نو ترک گفته بود، و يک مدرنيست که دستاورد‌هاي مدرنيسم را به هايت منطقي و طنز آميز شان رسانده بود، نيز بر‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نگريسته شود. موفقيت بسيار استثنايي امريکا در آن زمان ناشي از عوانل مختلفي بود که آگاهي امريکا از سيطره جهاني خود، خود آگاهي فزاينده نيويورک به عنوان يک پايتخت فرهنگي خود بسنده وبر خوردار از يک بينش فوقاني نيست به تمامي ميراث هنر مدرن ، ببه اضافه ايمان به امکان يک شروع مجدد و بازگشايي مرز‌هاي نواز آن جمله بودند ، اين همه را نسل دوم مهاجراني که  در امريکا بزرگ شده بودند و مي توانستند خود را هنرمنداني که در عين حال نسبت به ريشه‌هاي اروپايي خود حساسيت خاص داشتند. مورد مارسل دوشان بسيار نظر گير است ، از اين زمان به بعد است که او در جهان هنر‌،به جايگاه يک فراقهرمان صعود مي کند و به عنوان شيطان مدرنيسم اوليه و مسيح مدرنيسم نوين شناخته مي‌شود. (17)

مارسل دوشان ، مروج بسياري از جلوه هاي نمايش هنر معاصر جهان بر مبناي آن آثار و انديشه هايش را توجيه مي‌کرد «جابطري» که او در سال 1914 به صورت حاضر و آماده و به عنوان يک اثر هنري ارائه کرد ، نمونه بارزي از تعريف غير قراردادي و فارغ از مولفههاي سبک شناسي هنر است . بديهي است در جهاني که تصور « حاضر آماده » بسرعت به تفکر رايج در هنر بدل مي شود ، معيار‌هاي سبک شناختي نيز بلافاصله مورد ترديد واقع شده . (18)

      تکامل هنر نقاشي در دهه‌هاي نخستين قرن تا حدزيادي معطوف به تقويت فرآيند مشاهده و درک کامل ترفعل «ديدن» بود و اين دستاورد در ابتدا از تجربيات مارسل دوشان در مورد عمل نگاه گردن به اثر و شيئي هنري ، ناشي مي‌شد.آنچه که دوشان عميقاً به آن توجه داشت. پيوستگي و کنش و واکنش اشياء نسبت به يکديگر و نيز نسبت به تماشگر بود. اين انديشه‌ها بستري جديد از خلاقيت هنري را پديد آورد که بعد‌ها هنر مبتني بر تصور ذهني يا هنر مفهومي نام گرفت . (19)

او بعد از سال 1911 تا 1913 نقشي اصيل در جنبش‌هاي کوبيسم و فوئوريسم بر عهده گرفت و تابلو‌هاي مشهوري مثل زن برهنه از پلکان پايين مي‌‌‌‌‌‌‌‌آيد و شاه ملکه در مسير برهنه‌هاي شتابان پديد آورد،خواست سنت‌شکن شود. پس زير اشيايي از پيش ساخته مثل بطري آويز ، پارو و کاسه توالت ، امضا گذاشت ، با اين تصور که اين اشياء صرفاً به اين خاطر که «گزيده » او هستند تا حد اشياي هنري بالا مي‌روند . او يک بار هم با خوشروي گستاخانه‌اي تابلوي رنگي موناليزا باسبيل را امضا کرد بود. مي‌گفتند چند سال تمام سرگرم نقاشي بزرگي روي شيشه بوده با نام عروس عريان شده به دست عزب‌هايش بوده. هيچ کس خبر دقيقي از اين نقاش نداشت اما مي‌گفتند از همه طرف به نامتعارف و نا‌شناخته باز مي‌‌ شود.(20)

نمونه بارز و بيانگري از اين مکتب نقاشي پرده برهنه‌اي از پلکان پايين مي‌آيد اثر برگزيده مارسل دوشان است. درباره اين پرده ،دوشان خود چنين مي‌نويسد : « اکنون ديگر موضوع نقاشي در ميان نيست ، بلکه بناي کار بر سامان بخشيدن به عناصر پويا ، يا متجلي ساختن زمان و مکان از راه باز‌نمايي انتزاعي «حرکت» است...» (21)

(13) همان / ص 24

(14) همان / ص 150

(15) همان / ص 155

(16) همان / ص 161

(17) همان / ص 270

(18) از کتاب مفاهيم رويکرد‌ها در آخرين جنبش هاي هنري قرن بيستم / ادوارد لوس اسميت ، ترجمه علريضا سميع آذر . چاپ چهارم 1384

(19) همان / ص 181

(20)  سرگذشت سورئاليسم (1913-1952) گفت و گو با آندره برتون/ ترجمه عبدالله کوثري- تهران: نشر ني، ص 65 و 66(21) از کتاب خلاصه تاريخ هنر / پرويز مرزبان. -- ]ويراست 2[ -- تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، 1373- چاپ سيزدهم ک تابستان 1384 ص 236 و 237

 

 

مصاحبه با مارسل دوشان

آندره بروتون گفته است که شما با‌هوش ترين مرد قرن بيستم هستيد . از نظر شما هوش چيست؟ اين چيزي است که همين حالا مي‌خواستيم از شما بپرسم کلمه «هئش» انعطاف‌پذيرترين کلمه‌اي است که مي‌شود ساخت. نوعي شکل منطقي و دکارتي از هوش وجود دارد . اما من فکر مي‌کنم که بروتون چيز ديگري مي خواسته بگويد . با آن از نقطه‌نظر سورثاليستي . برخورد کرده شکل رها‌تري از مشکل ،هوش از نظر او ،به نوعي،رسوخ‌ چيزي است که براي انسان متوسط معمولي نا‌فهميدني است يا آن رامشکل مي‌فهمد : بعضي از کلمات جهش بيشتري دارند، بيش از منايي که در لغتنامه‌ها نوشته شده مي‌طلبند برتون مردي در رده خود من است تفاهم نظر مشترک داريم و به همين دليل است که فکر مي‌کنم مراد او را از هوش فرا رونده ، هوش بسط يافته ، گشاده و مفرط درک مي‌کنم. ... (22)

فکر مي‌کنيد مزاحم خيلي‌ها بوده‌ايد ؟ نه تا اين حد . من زندگي علني نداشتهام . فقط با گروه بروتون و باکساني که کمي به من مي‌پرداخته‌اند . به معناي درست کلمه ، زندگي علني نداشتيم چون هرگز شيشه را به نمايش نگذاشتم . هميشه در گاراژباقي ماند. (23)

     به نظرم مادرتان هم هنرمند بود. روي بشقابهاي غذا‌خوري نقاشي مي‌ کرد؟ دوست داشت آنها را درکوره بپزد . اما در هفتاد سال زندگي موفق به اين کار نشد فقط روي کاغذ طراحي چيني‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هاي استراسبورگ را مي‌کشيد . کارش از اين فراتر نرفت.(24)

آيا با نقاشان امريکايي حشرونشر داشتيد؟ بله آنها عادت داشتند که هفته‌اي سه چهار شب پيش آر نسبرگ بيايند. شطرنج بازي مي‌کرديم آرنسبرگ خيلي شطرنج بازي مي‌کرد ويسکس هم کم نمي‌خورديم نزديکيهاي نيمه شب يک شيريني مي‌خورديم و حدود سه صبح ميهماني تمام مي‌شد . گاهي اوقات هم يک نوش خواري تمتم و کمال بود . اما نه هميشه ... بدرستي يک محفل هنرمندانه بود . سرگرم کننده هم بود.(25)

     از نظر نقاشها،  معرف چه ‌بوديد؟

      نمي‌دانم . به احتمالي ، کسي که کمي چهره چيز‌هايي را تغيير داده بود و به برگزاري نمايشگاه آرموري کمک کرده بود . اين براي آ»ها مهم بود.(26)

شما گفته‌ايد : تابلويي که آدم را تکان ندهد به درد نمي‌خورد ؟

     اين يک کمي شوخي است، اما حدوداً درست است . در توليدات هر نابغه چه نقاشي بزرگي باشد و چه هنرمند بزرگي در واقع فقط چهار پنج چيز است که در زندگيش به حساب مي‌آيد باقي انباشتگيهاي روز به روزاست.

    بيشتر اوقات ، اين چهار پنج ‌چيز از همان زمان ظهورشان آدمها را تکان داده‌اند. (27)

(22) پنجره اي گشود بر چيزي ديگر: گفت و گوي پي يرکابان با مارسل دوشان / پير کابان؛ ترجمه  گلستان. تهران: نشر پژوهش فرزان روز، 1379 چاپ دوم، 1380 ص 28

(23) همان / ص 29

(24) همان / ص 39

(25) همان / ص 11(26) همان / ص 116 

 (27) همان / ص 159  

در رابطه با سورئاليست

 

يکي از ويژگي‌هاي سورئاليسم بحث و جدل فراوان بود و اين جنبش مجادله را حربه خود کرده بود . (28)

       در آن زمان روز‌ها ناسازگاري در سورئاليسم در اوج خودش بود . (29)

       از انتشار آخرين مجله مستقل سورئاليست‌ها مدتي مي‌گذاشت اين جنبش فعاليت‌هايش را دو قسمت کرده بود: يکي ، انتشار اعلاميه هايي که به‌اشان اشاره کردم، و ديگر تلاش براي ايجاد گسترده‌ترين تحول در مجله مينوتور که به صورتي ممتاز منتشر مي‌شد. همکاري افرادي مثل دالي ،الوار، موريس‌هاينه ، پير‌هابي ، پره و خود من سيماي متمايزي به اين مجله بخشيده بود . نقاشان ومجسمه‌سازان سورئاليست بلمر ، برونر ،ماتا، ميرو، پالن، آرپ ، دالي ، دومينگس ، ارنست، جاکومتي، ماگريت‌ماسون، من‌ري ، سليگمان، تانگي و ديگران به طور مناسبي در اين مجله حضور داشتند با همه اين‌ها ، اين‌طور که پيداست دشواري‌هايي که در سال هاي پيش از جنگ براي شما پيش آمد مانع آن نشد که فعاليت سورئاليست‌ها پيش‌ازپيش خصلتي بين‌المللي بگيرد.(30)

در پاريس يک نمايشگاه بين‌المللي از آثار سوررئاليست‌ها برگزار کرد که عناصر مشخص آن يک « اتاق باران» ويک «هزارتو» با طراحي مارسل دوشان بود و يک «اتاق خرافات» که ساختن آن به فردريک‌کيسار آرشيتکت که به همين منظور از نيويورک آورده بودنش سپرده شده بود، و همچنين دوازده «محراب» که هر کدام‌شان قرار بود به «يک موجود،به رده‌اي از موجودات ، يا به شيئي که شايسته زندگي اساطيري بود» اختصاص داده شود . اما حسن نيت سازمان دهندگان آن نمايشگاه همان جا تمام شد. (31)

 

(28) سرگذشت سورئاليسم (1913-1952) گفت و گو با آندره برتون/ ترجمه عبدالله کوثري- تهران: نشر ني  / ص 14

(29) همان / ص 159

(30) همان / ص 175

(31) همان / ص 198

 

 

در رابطه با تظاهرات و به پايان رسيدن دادائيست

 

تظاهرات نهضت «ضدهزي» دادا- چنانکه انتظارش مي‌رفت- در پاريس به اوج شدت و رسوايي رسيد : مارسل دوشان بر چهره بدلي ژوکوند (يا‌مونا‌ليزا) اثر داوينچي ، سبلتاني افزود و آن را چون اثر نقاشي خود عرضه کرد، و پيکابيا نقاشيهايي نابسامان از اشکال ماشيني بي‌سوته به وجود آورد همين افراط‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌گري و بي‌بندو‌باريها بود که ميان هنرمندان و شاعران و نظريه پردازان هواخواه انديشه‌هاي انقلابي، و شيوه‌هاي هنري در حال تکوين ، تفرقه و تضاد افکند ، و در نتيجه عمر کوتاه آن مکتب بي‌‌درو پيکر را در حدود سال 1923 به پايان رساند.

    با اين همه مي‌توان گفت که نهضت دادابا واکنش عصيانگرانه خود در بر انداختن هر نهاد و بنياد و هر سنت و قرا ، از جهاتي راه را براي پيشتازان عرصه هنر هموار ، و زمينه را براي تشکل شيوه‌هاي ميانه سده سوم ، وبخصوص شيوه اصيل و انساني « و همگري»،آماده ساخت (32)

(32) خلاصه تاريخ هنر / پرويز مرزبان. -- ]ويراست 2[ -- تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، 1373- چاپ سيزدهم ک تابستان 1384

 

آثار اصلي مارسل دوشان

 

1902 کليساي بلنويل . رنگ‌ورغن روي بوم ، موزه فيلادلفيا ، مجموعه آرنسبرگ.

منظره دربلنويل. رنگ‌وروغن روي بوم ، موزه فيلادلفيا ، مجموعه آرتورو  شوارتس ، ميلان.

1904 تک چهره مارسل لوفرانسوا. رنگ وروغن روي بوم ، موزه فيلادلفيا ،مجموعه آرنسبرگ.

1907 بر روي صخره ساحل . رنگ و روغن  روي بوم، موزه جان و ميل رينگلينگ، ساراسوتا.

1909-1910 کلمانس. رنگ و روغن روي بوم، مجموعه آرن اچ. اکستروم، نيويورک.

1910 بيشه زار. رنگ و روغن روي بوم، موزه فيلادلفيا ، مجموعة آرنسبرگ

1910 زن برهنه با جوراب سياه. رنگ روغن روي بوم، مجووعه خصوصي، نيويورک

بازي شطرنج. رنگ و روغن روي بوم، موزه فيلادلفيا، مجموعه آرنسبرگ.

بهشت. رنگ و روغن روي بوم، موزه فيلادلفيا، مجموعه آرنسبرگ.

تک چهره دکتر دوموشل. رنگ و روغن روي بوم، موزه فيلادلفيا، مجموعه آرنسبرگ. (33)

تک چهره شوول. رنگ و روغن روي بوم، مجموعه الکسينا دوشان، ويليه سو- گرز

پسر جوان و دختر جوان. رنگ و روغن روي بوم. موزه ساراسوتا

درباره خواهر جوان. رنگ و روغن روي بوم. موزه سالومون گوگنهايم، نيويورک.

تک چهره يا دولسينه. رنگ و روغن روي بوم. موزه فيلادلفيا، مجموعه آرنسبرگ.

باد خنک بر باغهاي سيب ژاپني . رنگ و روغن روي بوم. مجموعه خصوصي، پاريس

شطرنج بازها. رنگ و روغن روي بوم، موزه ملي هنر مدرن ، پاريس

تک چهره شطرنج بازها. رنگ و روغن روي بوم. موزه فيلادلفيا. مجموعه آرنسبرگ.

غسل تعميد . رنگ و روغن روي بوم، موزه فيلادلفيا، مجموعه آرنسبرگ

قهره خرد کن . رنگ و روغن روي مقوا. موزه فيلادلفيا، مجموعه آرنسبرگ.برهنه از پله پايين مي آيد شماره 1. رنگ و روغن روي مقوا. موزه فيلادلفيا . مجموعه آرنسبرگ

مرد غمگين در قطار. رنگ و روغن روي بوم، مجموعه پگي گوگنهايم، ونيز.

برهنه از پله پايين مي آيد شماره 2. رنگ و روغن روي مقوا. موزه فيلادلفيا . مجموعه آرنسبرگ

شاه و ملکه از وراي عبور برهنه هاي با سرعت. رنگ و روغن روي بوم، موزه فيلادلفيا، مجموعه آرنسبرگ.

شاه و ملکه در ميان برهنه هاي سريع. رنگ و روغن روي بوم، موزه فيلادلفيا ، مجموعه آرنسبرگ.(34)

گذر با کره به عروس. رنگ و روغن روي بوم، موزه هنر مدرن، نيويورک.

                عروس. رنگ و روغن روي بوم، موزه هنر مدرن، نيويورک.

                عروس را عزبها برهنه مي کنند، حتي. اولين طرح بر کاغذ

                شيشه بزرگ . طراحي با مداد، موزه ملي هنر مدرن ، پاريس

                1913-1914 سه نمونه رفوگري . سه ريسمان به طول يک متر که بر نوارهاي بوم نصب شده و نوارها به شيشه چسبانده شده اند. اين سه نمونه رفوگري همراه خط کشهاي ترسيم شکل نخها را به خود مي گيرند و تمام اينها در يک جعبه بازي کروکت. موزه هنرهاي مدرن ، نيويورک. اهدايي کاترين درر.

                شکلات خرد کن شماره 1 . رنگ و روغن روي بوم، موزه فيلادلفيا، مجموعه آرنسبرگ.

                شکلات خرد کن شماره 2 . رنگ و روغن روي بوم، موزه فيلادلفيا، مجموعه آرنسبرگ.

                1913 چرخ دوچرخه . حاضر آماده ، اوريژينال (اصل) و دومين نسخه گم شده است. سومين نسخه ، گالري سيدني جانيس، نيويورک. اولين نسخه مجموعه اولف لينده، استکهلم. پنجمين نسخه ، مجموعه ريچارد هميلتن ، لندن . ششمين نسخه مجموعه خصوصي، پاريس

                1913-1915 باله محتوي يک آسياب آبي( با فلزهاي همگون) . رنگ و روغن روي سرب و ريسمان روي شيشه اي به شکل نيم دايره ، موزه فيلادلفيا، مجموعه آرنسبرگ

                1914 داروخانه. حاضر آماده تصحيح شده، مجموعه ويليام سي. کاپلي، نيويورک.

                جابطري (آبکش يا جوجه تيغي) . حاضر آماده ، اصل (اوريژنال) و نسخه هاي ديگر که گم شده يا از بي برده شده اند. نسخه 1975 در موزه مدرن، استکهلم.

                جعبه 1914 . نسخه بدل، عکسبرداري شده از 16 يادداشت دستنويس.(35)

1914-1915 نه قالب ماليک . شيشه رنگ زده شده، ريسمان و ورقه هاي سرب، مجموعه آلکسينا دوشان، ويليه سو گرز.

                1916 پيش از شکسته شدن دست. حاضر آماده، اصل (اوريژينال) ، گمشده . دومين نسخه، گالري هنر دانشگاه ييل. سومين نسخه، مجموعه اولف لينده، استکهلم. چهارمين نسخه، مجموعه آرتوروشوارتس، ميلان.

                1915-1925 عروس را عزبها برهنه مي کنند، حتي. رنگ و روغن ، سيمهاي سربي بر شيشه، موزه فيلادلفيا، اهدايي کاترين درر، مجموعه آرنسبرگ.

                1917 چشمه . حاضر آماده. سراميک، اصل (اوريژينال) گم شده. دومين نسخه گالري سيدني جانيس، سومين نسخه ، مجموعه آرتورو شوارتس، ميلان.

                تله پرنده. حاضر آماده اصل (اوريژينال) گم شده. دومين نسخه، مجموعه آتيليو کوينياتو، ميلان.

                1918 تو...رنگ و روغن و مداد روي بوم ، شيشه پاک کن، سه سنجاق قفلي، در نويي، از بين رفته است.

                L,J,O,O,Q حاضر آماده تصحيح شده. دومين نسخه براي آراگون ساخته شد ، مجموعه خصوصي.

                1920 صفحه روتاتيو، شيشه (دستگاه بصري دقيق) . دانشگاه ييل، مجموعه «جامعه گمنان.»

                بيوه تروتازه. نيمه حاضر- آماده، موزه هنرهاي مدرن ، نيويورک، اهدايي کاترين درر.

                1921 دم زيبا. ادوکلن. حاضر آماده تصحيح شده، مجموعه خصوصي نيويورک.

                ررز سلاوي چرا عطسه نمي کني؟ نيمه حاضر- آماده،

      موزه فيلادلفيا، مجموعه آرنسبرگ. (36)

روتاتيو نيمکره (دستگاه بصري دقيق) . نيمکره اي که روي آن سياه رنگ شده، با يک صفحه مسطح که روکشي از مخمل سياه دارد و با صفحه ديگري از مس پوشيده شده که روي آن يک شيشه محدب، نيمکره را نگاه مي دارد، موزه هنر مدرن ، نيويورک

                1925-1926 سينماي کوچک . فيلم هفت دقيقه اي، 35 ميلمتري ، با همکاري من ري.

                در، خيابان لاري. موزه هنر مدريف نيويورک.

                عروس را عزبها برهنه مي کنند، حتي (جعبه سبز) . چاپي از 93 يادداشت يا نسخه بدل و روقه اي رنگين که محتواي يک جعبه اند، 300 نمونه شماره گذاري شده و امضا شده.

                روتورليف. مجموعه اي از شش صفحه بصري است که در مسابقات لپين مقوايي پارچه پيچ ، 300 نمونه.

                جورج واشنگتن (کنايه هاي سبکي) . کولاژ کاغذهاي رنگ شده و پارچه، موزه ملي هنر مدرن، پاريس.

                بدين ترتيب: 1، ريزش آب، 2، گاز روشنايي. گردآوري، موزه فيلادلفيا.

                Object.dard مجسمه گچي گالوانيزه، مجموعه آلکسينا دوشان، ويليه- سو- گرز.

                برگ موي ماده. مجسمه گچي گالوانيزه ، مجموعه آلکسينا دوشان، ويليه- سو گرز.

                1958 حليقه. حاضر- آماده تصحيح شده، مجموعه آلکسينا دوشان، وليه يو- گرز.

                1959 شکنجه مرگ. مجسمه، گچ رنگ آميزي شده، موزه ملي هنر مدرن ، پاريس . (37)

1967 جعبه سفيد (به وجه مصدري) . 79 يادداشت با نسخه بدل از 1912 تا 1920 درون يک جعبه ، 150 نمونه امضا شده و شماره گذاري شده.

                1968 پولي پروک. حاضر آماده، کولاژ، گالري ستات، استکهلم.

تکه هاي منتخب از روي رودن. گراوور.

                تکه هاي منتخب از روي انگر، 1و 2. گراوور.

                تکه هاي منتخب از روي کوريه. گراوور.

                بخاري ديواري برجسته کاري. مداد آبي و قرمز. مجموعه خصوصي.(38)

 

 

(33) از کتاب پنجره اي گشود بر چيزي ديگر: گفت و گوي پي يرکابان با مارسل دوشان / پير کابان؛ ترجمه ليلي گلستان. تهران: نشر پژوهش فرزان روز، 1379 چاپ دوم، 1380، ص 259

(34) همان / ص 260

(35) همان / ص 261

(36) همان / ص 262

(37) همان / ص 263

(38) همان / ص 264

 

 

 

 

فهرست منابع و ماخذ تحقيقات:

 

  1. پنجره اي گشود بر چيزي ديگر: گفت و گوي پي يرکابان با مارسل دوشان / پير کابان؛ ترجمه ليلي گلستان. تهران: نشر پژوهش فرزان روز، 1379 چاپ دوم، 1380
  2. هنر مدرن/ نوربرت لينتن ترجمه علي رامين- از نشر ني چاپ دوم سال 1383. تهران: لينوگرافي غزال- چاپ ستاره سبز
  3. مفاهيم رويکردها در آخرين جنبش هاي هنري قرن بيستم / ادوارد لوس اسميت، ترجمه عليرضا سميع آذر. تهران: موسسه فرهنگي پژوهش ، چاپ و نشر نظر، 1380- چاپ چهارم 1384
  4. سرگذشت سورئاليسم (1913-1952) گفت و گو با آندره برتون/ ترجمه عبدالله کوثري- تهران: نشر ني
  5. خلاصه تاريخ هنر / پرويز مرزبان. -- ]ويراست 2[ -- تهران: شرکت انتشارات علمي و فرهنگي، 1373- چاپ سيزدهم ک تابستان 1384
  6. کنش خلاق مارسل دوشان- ترجمه: اميد مهرگان/ اينترنت نشاني اينترنتيک

. www.shargh news paper. Com/830221/art.htm7

 

 یکی از کارهای مارسل دوشاننمونه دیگر از کار مارسل دوشان

 

 

  نوشته شده در  شنبه یکم آبان 1389ساعت 10:20  توسط الف  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM